بسم الله الرحمن الرحیم
سلام.وقتتونم بخیر.
این روزها محرم.قلبهای مملو از نور و مهر.و چشمها پر از بلور اشک.و حسین(علیه السلام) که میخواست خویشتن و هرچه دارد را فدای محبوب کند....
از همتون التماس دعادارم.منتظر باشین.یاعلی![]()
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام.وقتتونم بخیر. این روزها محرم.قلبهای مملو از نور و مهر.و چشمها پر از بلور اشک.و حسین(علیه السلام) که میخواست خویشتن و هرچه دارد را فدای محبوب کند.... از همتون التماس دعادارم.منتظر باشین.یاعلی + نوشته شده توسط محمد رضا در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت
21:50 |
بسم الله الرحمن الرحیم سلام.بعد از سالها سلام! امروز بعد از امتحانات ترم بالاخره دارم میام پیشتون.سلام.د جواب سلام واجبه عزیز! امتحان فیزیک رو هم فکر کنم بدک ندادم! امروز سر امتحان زبان فارسی یه قطعه ادبی نوشتم.دلم برای نوشتن یه ذره شده بود.خوب اومدم با دوستای خوبم گپ بزنم. اولا عید سعید غدیر بر شما مبارکباد.امروز نوشتم ببینین خوبه؟: "دو دست از جنس بلور نور/پیامبری از زلال باران/و پیشوایی از عشق..." خیلی حرفها تو دلمه. البته بگم که تنبلی نکردم جمله ی قبلی از توی دستنوشته ای بود که امروز نوشتم.تو امتحان زبان فارسی دوست دارم بازم باهاتون حرف بزنم.می۲نم که سرتون رو درد آوردم.برام زیاد نظر بدین. اللهم عجل لولیک الفرج.بچه ها اگر بیاد هممون طعم زندگی با عشق و نور را خواهیم چشید. دعا کننین
+ نوشته شده توسط محمد رضا در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت
21:15 |
بسم الله الرحمن الرحیم آب سر سخت نیست.نافرمان نیست.نمیگوید:"من به همین شکل خاص باقی می مانم". میگوید:"میخواهم به هر شکلی که ممکن است زندگی کنم..." مواظب خودتون باشین.شاد و منتظر.یاعلی + نوشته شده توسط محمد رضا در جمعه دوازدهم آبان 1385 و ساعت
20:33 |
بسم الله الرحمن الرحیم سلام!امشب شب قدر است.فردا.نه امشب.قبل نماز صبح.مرد سوی نماز میشتابد.بعد از سجده تیغ کفر بالا میرود و نامردانه از پشت سر پایین میاید.و مرد مردانه میگوید:"به خدای کعبه رستگار شدم."آری ای علی(علیه السلام) به خدای کعبه رستگار شدی. هستی میگرید وعلی(علیه السلام ) به مرگ میخندد.آری آقا جان رستگار شدید.رستگار رستگار. یا علی (علیه السلام ) ... این مصیبت بزرگ را به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) تسلیت میگویم.وامیدوارم همین لحظه لحظه ی ظهور پر برکتشان باشد.اللهم عجل لولیک الفرج. بچه ها(بچه های پیام) یادتونه؟ یه روز تو دست مصطفی من بودم و شور غدیر... دبستان بودیم.الان ۲دبیرستان.امیدوارم هنوز همه با همون اخلاص شب زنده داری کنیم.گریه های بی آلایش.خنده های کودکانه. هر کسی به این آسمان قدم نهاد اقدامششهاب باران باد.برام و برامون واز همه مهم تر برای ظهورش دعا کنین.یاعلی + نوشته شده توسط محمد رضا در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت
21:37 |
بسم الله الرحمن الرحیم ستایش خدا راست که پروردگار جهانیان است.خداوند بخشاینده ی مهربان.دارای روز پاداش بندگان است.فقط تورا میپرستیم وفقط از تو یاری میجوییم.مارا به راه راست هدایت فرما.راه کسانی که به ایشان نعمت دادی نه راه آنان که برایشان خشم گرفتی و نه راه گمراهان. امیدوارم نماز روزه هاتون قبول باشه.خوش باشین و منتظر.اللهم عجل لولیک الفرج.یاعلی + نوشته شده توسط محمد رضا در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت
23:35 |
بسم ربّنا الله با همه ی لحن خوش آویی ام در به در کوچه ی تنهایی ام ای دو سه تا کوچه ز ما دور تر نغمه ی تو از همه پرشورتر کاش که این فاصله را کم کنی محنت این غافله را کم کنی ای نگهت خواستگه آفتاب بر من ظلمت زده یک شب بتاب پرده برانداز زچشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم ای نفست یارومددکارما کی وکجاوعده ی دیدار ما دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد به هوای دیدن توهوس حجاز دارد به مکّه آمدم ای عشق تا تورا بینم تویی که نقطه ی عطفی به عوج آیینم کدام گوشه ی مشعر کدام کنج منا به شوق وصل تو در انتظار بنشینم ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد ببوسم خاک پاک جمکران را تجلی خانه ی پیغمبران را خبر آمد خبری درراه است سرخوش آن دل که ازآن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید.. شاعر:محمدرضا آغاسی شاد یاشین.محمدرضا + نوشته شده توسط محمد رضا در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت
18:52 |
بسم الله الرحمن الرحيم ميلادباسعادت صاحب الزّمان(عجّل الله تعالي فرجه الشريف)،يوسف زهرا (سلام الله اليها)،برهمه ي عاشقانش مباركباد وجود ايشون روشن بشه و زير سايه ي ايشون زندگي كنيم.اميد دارم به فرداهايي كه خواهد او آمد... تورا من چشم درراهم عيد همتون مبارك.شادباشين.ياعلي + نوشته شده توسط محمد رضا در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت
22:28 |
بسم ربّنا الله آسمانم ابري شد،براي بغض غمگين تو.اشكها باريد،براي اشكهاي معصومت.به ماهتاب خنديد،براي لبخندت.ستاره اندودشد، فقط براي لحظه اي نگاه پرمهرت بردفترمشق آسمان.
خوش بو ميشد وقتي واژه واژه اش را در ذهن ورق ميزدي. رنگارنگ رنگين كمان بود.خورشيدزيباتر ميدرخشيد.انگار وقتي بودي آسمانم باهمه چيز زيبا بود.تا هستي همين خواهد بود.پس يك لبخند را از آسمانم دريغ مكن.ويك نگاه
پرمهر.دوستت دارم. + نوشته شده توسط محمد رضا در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت
14:38 |
بسم الله اقرا بسم ربّك الذي خلق... تبريك وتبريك براي مبعث زيباي پيامر(صلّ الله عليه وآله وسلّم) كه عشق را دوباره زنده كرد.دوستت دارم يا محمّد(صلّ الله عليه وآله وسلّم) خدانگهدارتون.ياعلي.محمّدرضا + نوشته شده توسط محمد رضا در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت
14:9 |
بسم الله (يه شب مهتاب،مه مياد تو خواب،منو ميبره كوچه به كوچه،باغ انگوري،باغ آلوچه،درّه به درّه،صحرا به صحرا،اونجا كه شبا پشت بيشه ها،يه پري مياد،ترسون و لرزون،پاشو ميذاره تو آب چشمه،شونه ميكنه موي پريشون،يه شب مهتاب،مه مياد تو خواب،منو ميبره ته اون درّه،اونجا كه شبا يكّه و تنها،تك درخت بيد،شادو پراميد،...) اين شعر رو تقديم ميكنم به اونايي كه اميد دارند به اومدنش... ياعلي.محمّدرضا + نوشته شده توسط محمد رضا در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت
16:17 |
|
|